تبليغاتX
نفرین به دل ساده

نفرین به دل ساده

سلام دوستای گلم

باز شدن مدرسه ها رو اول به خودم بعدشم به همه ی بچه مدرسه ایا تسلیت می گم

البته به دانشجو ها هم تسلیت می گم

ایشالا که هممون موفق می شیم

 

+نوشته شده در جمعه 1387/07/05توسط >>>llvll!T12A<<< | |

 

بر حسب دلایلی حذفش کردم

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/06/28توسط >>>llvll!T12A<<< | |

بعضي وقتا ادم دروغ مي گه

به خودش

به ديگرون

فكر مي كنه اگه دروغ بگه هم به خودش خوبي كرده

هم به دیگرون

ولي هيچ وقت به اين فكر نمي كنه كه شايد ناراحت بشه

به هر حال از ما گفتن و

از شما شنفتن

به كسي كه دوسش دارين دروغ نگين

قسم دروغيم واسش نخورين

+

+

+اين حرفامو هر كي خواست مي تونه به خودش بگيره

 

+نوشته شده در جمعه 1387/06/22توسط >>>llvll!T12A<<< | |

 

سوال سختیه ولی خوشحال می شم جواب بدی

+نوشته شده در جمعه 1387/06/08توسط >>>llvll!T12A<<< | |

 

يه روز دلو دادم بهت

   امروز مي خوام پس بگيرم

ديگه نمي خوام دروغي

   براي چشمات بميرم

تو مي دونستي كه دلم

   يه عمري ارزوشو داشت

اون كه به پاش اين دل من

   بود و نبودشو گذاشت

نفهميدم كه چشم تو به من خيانت مي كنه

   دلت پيش غريبه اي ازم شكايت مي كنه

 

من ميرم . بسه ديگه . طاغت موندن ندارم . بين اين همه گناه حس واسه نوشتن ندارم . بزرگترين گناه من...

 

بزرگترين گناه من باور عشقت بود و بس.

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/06/06توسط >>>llvll!T12A<<< | |

               

 

  

پيدا نمي شي هر جا مي گردم

هر جا رو گشتم پيدات نكردم

نمي دونستي واست مي ميرم

نموندي تا من اروم بگيرم

 

 

گفتم بهت نرو بمون تنها ميشم اما

تو رفتي منو شكستي

اما بدون تو رو مي خوام هر جا كه باشي

هر جا كه هستي

باور ندارم نباشي پيشم

تا تو نيايي اروم نمي شم

بيا كه خستم ديگه شكستم

بيا دستاتو بذار تو دستم

 

 

بيا كنارم طاغت ندارم

محال يك روز تنهات بذارم

نگو نمي توني پيش من بموني

رفتيو سهم من چشماي باروني

 

 

+ اهنگ مريم نازم از علي مرشدي

 

يك حالي ميده بشيني فقط به اين اهنگ گوش بدي

يه دنياي ديگس

بخصوص معنيش

صداشم عاليه

توصيه مي كنم گوش بدين

پشيمون نمي شين

من كه شبو روزم گوش دادن به اين اهنگه

+نوشته شده در دوشنبه 1387/05/28توسط >>>llvll!T12A<<< | |

+نوشته شده در شنبه 1387/05/26توسط >>>llvll!T12A<<< | |

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که

 کنار دستم نشسته بود و اون منو داداشی


صدا می کرد.به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم

 که عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهی به این مساله نمیکرد.

اخر کلاس پیش من اومد و جزوه ی جلسه ی پیش رو خواست منم جزومو

 بهش دادم. بهم گفت: متشکرم داداشی و گونه منو بوسید

.
میخوام بهش بگم ،می خوام که بدونه ،من نمی خوام فقط داداشی باشم.

 من عاشقم . اما ........ من خیلی خجالتی هستم......... علتشو نمیدونم.


تلفن زنگ زد ، خودش بود،گریه می کرد،دوست پسرش قلبشو شکسته

بود. از من خواست که برم پیشش. نمی خواست تنها باشه. من هم

 اینکارو کردم.وقتی کنارش روی کاناپه نشسته بودم، تمام فکرم متوجه

اون چشمای معصومش  بود . ارزو می کردم عشقش متعلق به من

باشه . بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره

که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت: متشکرم و گونه  منو بوسید.


می خوام بهش بگم، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی

 باشم. من عاشقشم. اما ....... من خیلی خجالتی هستم.......... علتشو

 نمیدونم.


روز قبل از جشن دانشگاه پیشم اومد و گفت: قرارم بهم خورده، اون

نمی خواد با من بیاد. من با کسی قرار نداشتم . ترم گذشته ما به هم قول

داده بودیم که اگر زمانی هیچکدومون برای مراسم پاتنر قرار نداشتیم با

 هم باشیم درست مثل خواهر و برادر. ما هم با هم به جشن رفتیم .

جشن به پایان رسید من پشت سر اون، کنار در خروجی ،ایستاده بودم.

تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیباش و اون چشمای همچون

 کریستالش بود. ارزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون

مثل من فکر نمیکرد و من اینو می دونستم به من گفت: متشکرم . شب

 خیلی خوبی بود و گونه منو بوسید .


می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی

 باشم . من عاشقم . اما ........ من خیلی خجالتی هستم ....... علتشو

نمیدونم .


یه روز گذشت ، سپس یه هفته ، یک سال ......... قبل از اینکه بتونم حرف

 دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که

درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره .

 
می خواستم که عشقش متعلق به من باشه اما اون به من توجهی

 نمیکرد و من این رو می دونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت

من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در اغوش

 گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و اروم گفت : تو بهترین

داداشی دنیا هستی . متشکرم و گونه منو بوسید.


می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی

باشم . من عاشقشم . اما.......من خجالتی هستم .......علتشو  نمیدونم .


نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، توی کلیسا ، اون دختره حالا

 داره ازدواج میکنه ، من دیدم که بله رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد . با

مرد دیگه ای ازدواج کرد . من می خواستم که عشقش متعلق به من

باشه . اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو می دونستم ، اما قبل از

 اینکه  از کلیسا بره بیرون رو به من کرد و گفت: تو اومدی؟ متشکرم.


می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام که فقط

داداشی باشم . من عاشقشم . اما ....... من خیلی خجالتی

هستم .......علتشو نمیدونم .


سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه می کنم که دختری که من رو

 داداشی خودش می دونست  توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران

 تحصیلش دور تابوت هستند ، یک نفر داره دفتر خاطراتش رو می خونه

دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته بود و این چیزی هست که اون

 نوشته بود:


تمام توجهم به اون بود. ارزو می کردم که عشقش برای من باشه . اما

اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو می دونستم . من

می خواستم بهش بگم، می خواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای

من داداشی باشه من عاشقش هستم . اما .......من خجالتی ام ........

 نمیدونم چرا ........... همیشه ارزو داشتم که به من بگه دوستم داره .


 
ای کاش این کارو می کردم   ای کاش بهش می گفتم که چقدر دوستش

دارم  با خودم فکر می کردم و گریه می کردم

 
 
<< اگه هم دیگرو دوست دارید به هم بگید . خجالت نکشید عشق رو از

هم دریغ نکنید . خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنید ، منتظر طرف

 مقابل نباشید ، شاید اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه.

 

هی نگید چی بگم ؟؟ برید جلو خدا بزرگه !!!

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 1387/05/15توسط >>>llvll!T12A<<< | |

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 1387/05/01توسط >>>llvll!T12A<<< | |

سلام دوستای گلم

می دونم همتون منتظر بودین من زود زود اپ کنم

ولی با عرض معذرت باید بگم

نشد نتونستم اپ کنم

حالا هم فقط می خوام ۲ ۳ تا عکس بذارم واستون

اگه نمیام دیدنتون ازم دل خور نشین جبران خواهم کرد

حالا هم بدون هیچ حرفی فقط به عکسا نگاه کنی خودتون خواهید فهمید که ...

 

 

 

 

 

 

 

 

خوب بسه دیگه

من میرم دیگه

نه نه فکر نکنین تنهاتون می ذارم ممکنه برم مسافرت

خوش بگذره واسه همتون

راستی منتظر نظراتتون هستم

نظر ندین ناراحت می شم ها پس ناراحتم نکنین

 

 

+نوشته شده در جمعه 1387/04/21توسط >>>llvll!T12A<<< | |